روز آخر 6 ماهگی
قربون پاهات بشم من بابا ادا اطوار ...
روز آخر 6 ماهگی
دیروز جمعه با دایی ها و مامان بزرگ رفتیم اسکله بندرتکمن
امیرم محمد با عینک دودی در5ماهگی خونه حاج بابا محمدرضا--کاره دایی هاته بخدا
امیرم محمد با عینک دودی در 6 ماهگی خونه حاج بابا محمدرضا
اولین آب بازی امیرمحمد تو وان حمومش در 6ماه و 10 روزگیش
بعد حموم بابا بزرگ اومد دنبالمون رفتیم گرگان خونشون 4 روز بودیم وا داستان های تو با دایی جونات
پسرم یه هفته مریض بودی دهنت آفت زده بود
آزاد و رها بخواب گل پسرم
غذای کمکی امیر محمد همه جوره
امیر محمد درس خوان کتابای دایی یمین و استاد کردی دیگه ...!!!!!!!!!